نام کاربري:    کلمه عبور:     
عضويت  |  پرسش و پاسخ  |  جستجو  |  ورود
دریافت آخرین نسخه phpBB فارسی (phpBB 3.0.10 فارسی)


کتاب راهنمای جامع تصویری phpBB فارسی به زبان خیلی ساده

  پرتال  \  صفحه اصلي  \  هاستينگ مقصد  \  ثبت دامنه  \  فروشگاه مقصد  \  پروژه phpbb فارسی  \  جستجو  \  پرسش و پاسخ
  مشاهده پست هاي بدون جواب  /  نمايش مبحث هاي فعال  /  مشاهده پست هاي جديد  /  نمايش پست هاي شما  /  مشاهده پست های خوانده نشده





جهت استفاده از تمامی امکانات سایت  باید وارد  و یا عضو شوید

خروج




شعرهای عاشقانه


+ ارسال مبحث جديد + ارسال پاسخ
 صفحه 1 از 1 |  
 موضوع پست: شعرهای عاشقانه
پستارسال شده در: شنبه 20 آبان 1385, 07:55 
آفلاين
مدير بخش سرگرمي
مدير بخش سرگرمي
تاريخ عضويت: يکشنبه 12 شهریور 1385, 07:05
پست ها : 307
تشکر کرده: 0 بار
تشکر شده: 7 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
به نام خدا

وقتي كه نگات مي شينه روي دويار اتاقم ** عكس تو توي قاب چوبي دوباره مياد سراغم

ياد اون روزا مي افتم ، با تو بودن زير بارون ** وقتي كه شرمنده بودن ، پشيمون ليلي و مجنون

ياد اون شبا مي افتم ، لب اون چشمه ي جاري ** كه گرفت از ما يه عكاس ، دو تا عكس يادگاري

يكي شون سهم تو بود و يكي شونم مال من بود ** كجا فكرشو مي كرديم ، آخرش جدا شدن بود

زير رعد و برق تقدير ، من و تو با هم شكستيم ** توي رؤياهامون اما ، هنوزم صاف و يه دستيم

گل سرخي اينجا روي طاقچس ، خاطرش هست و خودش مرد ** توي ميدون زمونه ، من و تو بازي رو باختيم

تقصير طالع ما بود ، سرنوشتو خوب شناختيم ** مث اون كلاغ قصه ، كه نمي رسيد به خونه

دوس نداش كه مال هم شيم دست بي رحم زمونه ** اسمش اينه كه تو رفتي ، يادگاريت رو به رومه

تو رو داشتن تا هميشه منتهاي آرزومه ** بي گناهي ، اما كوچت ، چه آتيشي زد به ريشه م

هميشه بهت مي گفتم ، نباشي ديوونه مي شم ** مي دوني ما بي گناهيم ، جرممون فقط وفا بود

هيچ دلي راضي نمي شه ، كه بگه تقصير ما بود ** مخمل خاطره ي تو ، تو صندوقچه ي چوبي

خوابيده مثل يه قصه ، پر راز و پر خوبي ** تو رو مي سپرم به دست صاحب پونه و خورشيد

اما افسوس و صد افسوس كه تو رو به من نبخشد** شايد يه روزي دوباره..............

------------------
ديشب صداي قلب تو سكوت سردم را شكست ** هرم حضور ياد تو زخم مرا مرحم نشست

از شوق ديدار رخت اين دل دوباره پر گرفت ** ساز خموش زندگي اهنگ عشق از سرگرفت

زخمه شدي برساز من اواي دل را گوش كن ** بشنو كه مجنون توام جام وفارانوش كن

چشمان توايينه ام مهرغمت بر سينه ام ** ايينه دار دل تويي سر كن غم ديرينه ام

بيهوده از تو دم زنم اهي بر اين ماتم زنم ** دانم كه دل دادي به غير بيدار شوغيرتم

----------------------------
به نام خدا

اي نگاهت نخي از مخمـــل و از ابريشـــم *** چند وقت است که هر شب به تـو مي انديشم

به تـو آري به تـو يعني به همان منظر دور*** به همان عشق صميمي به همان باغ بلور


به همان سايه همان وهـــم همان تصــــويري *** که سراغش را ز غـــزل هاي خودم مي گـيري

بـه همان زل زدن از فاصلـه دور به هــم *** يعني آن شيـوه فهماندن مـنظـور به هـم


به تبســـم ؛ به تکلـــم ؛ بـه دل آرايي تــــو*** به خموشـــي ؛ به نماشــا ؛ به شکيبايي تــــو

شبحي چندشب است آفت جانم شده است *** اول نـام کسي ورد زبانــــم شده اسـت


در من انگارکسي در پــي انکـــار من اسـت *** يک نفـــر مثل خودم عاشق ديدار من اســت

يک نفرساده چنان ساده که ازسادگي اش *** مي توان يک سـره پي برد به دلدادگي اش


يک نفرسبــزچنان سبـــزکه ازسرسبـــزي اش *** مي توان پل زد ازاحسـاس خدا تــا دل خويش

آي آبي رنگ تراز آئينه يک لحظه بـــايست *** داني اين شبـح هـر شبه تصوير تـــو نيست


اگراين شبـــح هر شبــــه تصوير تــــو نيست *** پس چرا رنگ تــــو آئينه اين قدر يکـي است

حتم دارم که تــوئي اين شبــح آئينه پوش *** عاشقي جرم قشنگي است به انکار مکوش


آري آن سايه که شــب آفت جـانم شده بود*** آن الفبــــا که همــه ورد زبانـــم شده بود

اينک از پشت دل آئينــــــه پيدا شده است *** و تماشـــاگه اين خيل تماشـــا شده است


---------------------
به نام خدا

مرا يکدم دل از خوبان جدا نيست *** ولي صد حيف که در خوبان وفا نيست

به خوبان دل سپردن کار سهل است *** زخوبان دل بريدن کار من نيست
****************
مي رسد روزي که فرياد وفا را سر کني *** مي رسد روزي که احساس مرا باور کني

مي رسد روزي که نادم باشي از رفتار خود *** خاطرات رفته ام را مو به مو از برکني

مي رسد روزي که تنها ماند از من يادگار *** نامه هاي کهنه اي را که به اشکت تر کني

مي رسد روزي که صبرت سر شود در پاي من *** آن زمان احساس امروز مرا باور کني


---------------------------
به نام خدا


هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق

شب شده ساكته دوباره خونه *** ميگرده دل دنبال يك بهونه

ميگرده باز گنجه ي خاطراتو *** پي يه حرف ناب و عاشقونه

عكس تو رو باز ميذاره روبروش *** كه تا ته شب واسه تو بخونه

دلم تو التهابه كه چه جوري *** قدر چشاي نازتو بدونه

تو عصري كه قحطي عطر ياسه *** اما به جاش دوست دارم گرونه

كافيه اسمتو يه جا ببينم *** تا حس شعرم بزنه جونونه

من نميتونم بگم اندازه شو *** اينو فقط شايد خدا بدونه

محاله كه عشق ما رو ندونن *** برو سوال كن از گلاي پونه

اگه بخوان خيلي كم از تو بگن *** ميگن همون كه خيلي مهربونه؟

بي خبري تو ولي از حال من *** ميندازم اينو گردن زمونه

چقدر حسوديم ميشه وقتي همه *** بهم ميگن دل تو پيش اونه؟

من خودم باز ميزنم به اون راه *** ميگم بياريد واسه من نشونه

اما تا كي فريب بدم دلم رو *** اون داره كلي آدرس و نشونه

مهم ولي تويي كه اسم نازت *** با من يه جايي پشت آسمونه

اونا نميدونن ستاره هامون *** دوتاس ولي توي يه كهكشونه

اينو بخون تا دوباره بدوني *** ديوونتم، ديوونتم، ديوونه

_________________


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: يکشنبه 21 آبان 1385, 22:05 
آفلاين
مدير بخش سرگرمي
مدير بخش سرگرمي
تاريخ عضويت: يکشنبه 12 شهریور 1385, 07:05
پست ها : 307
تشکر کرده: 0 بار
تشکر شده: 7 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
به نام خدا

پُرم از ترانه ي بي انتها پُرم از له شدن اقاقيا *** مردن ستاره در وقت غروب رفتن و رسيدن به انتها ؛

چراغ قرمزُ از جلو چشام بر مي دارم ، *** گريه ي شبونه رو مي بوسم وتوي دل تو پا مي ذارم ؛

تو بگو کي مي تونه جلوي رامُ بگيره ؟، *** وقتي که خدا مي خواد پا روي دنيا مي ذارم ؛

نمي تونم به چشات پشت بکنم بگم اين عاشقي روفداي دنيات مي کنم ؛ *** مي سوزونم هيزم فاصله رو گرمي دستاي نازت مي کنم ؛

مي زنم به سيم آخر دوباره مي کشم خط روي چشم ستاره *** مي رم و باز روي ابرا مي شينم تا بگم ، دنيا مثل تو نداره ...
-=-=-=-=-=--=-=-=-=-=--=-
کاش ميشد فقط يه بار واسه دلم سايه بودي ** هر جا که دلم ميرفت تو واسش همسايه بودي

کاش ميشد توي دلم يه مرغ دريايي بودي ** توي درياي دلم هميشه آفتابي بودي

کاش ميتونستم نگاهتو اسير اين دل بکنم اما نشد
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
تو رفتي و دلم گرفتار نگاهته هنوز ** اسير نشد نگاه تو توي کنج خونه ي دلم


مثل پرستو اومدي يه روز توي خلوت دلم **آشيونه ساختي , پاييز رسيد پر کشيدي از خونه ي دلم

ببين هنوز به يادت من شبا يه فال حافظ ميگيرم! ** چشمم به آسمونه وشعراي غمگيني ميگم

درسته که جات خاليه اما صداي گرم تو ** توي خلوت تنهايي ام واسه هميشه باقيه

_________________


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 9 آذر 1385, 08:14 
آفلاين
مدير بخش سرگرمي
مدير بخش سرگرمي
تاريخ عضويت: يکشنبه 12 شهریور 1385, 07:05
پست ها : 307
تشکر کرده: 0 بار
تشکر شده: 7 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
به نام خدا

سراب

عمري به سر دويدم در جست وجوي يار جز دسترس به وصل ويم آرزو نبود ** دادم در اين هوس دل ديوانه را به باد اين جست و جو نبود

هر سو شتافتم پي آن يار ناشناس گاهي ز شوق خنده زدم گه گريستم ** بي آنكه خود بدانم ازين گونه بي قرار مشتاق كيستم

رويي شكست چون گل رويا و ديده گفت اين است آن پري كه ز من مي نهفت رو ** خوش يافتم كه خوش تر ازين چهره اي نتافت در خواب آرزو

هر سو مرا كشيد پي خويش دربدر اين خوشپسند ديده زيباپرست من ** شد رهنماي اين دل مشتاق بي قرار بگرفت دست من

و آن آرزوي گم شده بي نام و بي نشان در دورگاه ديده من جلوه مي نمود ** در وادي خيال مرا مست مي دواند وز خويش مي ربود

از دور مي فريفت دل تشنه مرا چون بحر موج مي زد و لرزان چو آب بود ** وانگه كه پيش رفتم با شور و التهاب ديدم سراب بود

بيچاره من كه از پس اين جست و جو هنوز مي نالد از من اين دل شيدا كه يار كو ؟ ** كو آن كه جاودانه مرا مي دهد فريب ؟ بنما كجاست او


----------------

با تو ستاره ميشوم...

هميشه از نگاه تو با تو عبور ميکنم *** ازين که عاشق توام حس غرور ميکنم

دوباره با سلام تو تازه ي تازه ميشوم *** با نفس ساده ي تو غرق ترانه ميشوم

با تو ستاره ميشوم...با تو ستاره ميشوم...با تو ستاره ميشوم...

از سايه هاي ملتهب هميشه ميگريختم *** با رفتن تو هر نفس بغض دوباره ميشوم

ناجي شام شوکران هميشه عاشقم بمان *** به حرمت حضور توچون تو يگانه ميشوم

خانه به خانه ديدمت همچو فسانه ديدمت*** با تو ستاره ميشوم با تو ستاره ميشوم

با تو ستاره ميشوم...با تو ستاره ميشوم... با تو ستاره ميشوم...


------------------------

به نام خدا

نام تو را خوا ندم و شعري سپيد *** در غز لستا ن خيا لم د ميد

در پي نا م تو غزل مست مست *** آمد و د ر خلوت شعرم نشست

حرف تو را گفتم گويي بهار *** با دل من دا شته صد ها قرار

نا م تو آ غا ز شكوفايي است *** حرف تو لبريز ز گويايي است

پيش قد وم تو افق خم شده *** سنگ پر ا ز صحبت زمزم شده

بيد اگر خم شده مجنون توست *** لاله ا گر سوخته دل خون توست


سرو ا گر قا متي ا فر ا شته *** را يت سبز تو نگه داشته

گل چو به توصيف تو پردا خته *** گونه ا ش از شوق گل ا ندا خته

آ ب ز حرف تو زلا ل آ مد ه *** رود ا ز ا ين زمزمه حا ل آمد ه

غنچه به عطر نفست باز شد *** فصل شكفتن ز تو آغاز شد

شعر ا گر عا طفه آموخته *** چشم به لعل غزلت دوخته

آ يينه و آ ب زلال توا ند *** در همه جا غرق خيا ل توا ند

آ ب گرفته ا ست ز رو يت وضو *** آ ب به لطف تو پر از آ برو

هر چه بها ر ا ست ز لبخند توست *** هر چه شكوفه ا ست ز پيوند توست


بي تو سخن بود تغزل نبود *** عا طفه و عشق و تخيل نبود

بي تو سخن ها همه بي با ل بود *** سيب سبد هاي غزل كا ل بود

عشق و سخن را به هم آ ميختي *** صد غزل تا زه در آ ن ريختي

پنجره ا ت تا غزل آ غا ز كرد *** بسته ترين پنجره را با ز كرد

ني همه جا ا ز تو حكا يت كند *** سا ده صميما نه صدا يت كند

پنجره تا سوي تو وا مي شود *** خانه پر از آ يينه ها مي شود

_________________


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: پنج شنبه 9 آذر 1385, 21:18 
آفلاين
مدير بخش سرگرمي
مدير بخش سرگرمي
تاريخ عضويت: يکشنبه 12 شهریور 1385, 07:05
پست ها : 307
تشکر کرده: 0 بار
تشکر شده: 7 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
به نام خدا

سفر نرو چشم انتظارم نذار *** بيا تو باز سر روي شونه ام بذار

مي خواهم تموم عمرمو من خاك پايت كنم *** چشمام و بدم برات جون و فدايت كنم

بذار كه خوب نگاهت كنم براي آخرين بار *** نمي تونم بهت بگم خدا تو را نگه دار

هر چي كه تو دلم بود چه صادقانه گفتم *** نذار كه بيشتر از اين به پاي تو بيفتم


حقيقت و واست بگم به آخر خط رسيدم *** اينو بدون از همه كس توي زندگيم دل بريدم

نمي دوني چقدر تنگ دلم براي ديدنت *** براي مهربونيات نوازشت بوئيدنت

تا جون دارم هميشه پا به پاتم *** تا دم مرگم كه باشه من يكي باز فداتم

_________________


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1387, 00:42 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: جمعه 6 مرداد 1385, 12:37
پست ها : 165
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
[align=center]
گفتمش : دل میخری؟
گفتا چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند!
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستانش بر زمین افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود !!!


[/align]

_________________

ثواط ندارم امزا بنويصم

انگشت ميظنم






مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1387, 00:42 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: جمعه 6 مرداد 1385, 12:37
پست ها : 165
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
گفتم نرو پرپر میشم
گفتی: میخوام رها باشم
گفتم: آخه عاشق شدم
گفتی:میخوام تنها باشم
گفتم: دلم
گفتی: بسوز
گفتی: یه عمری باز هنوز
گفتم: پس عمرم چی میشه
گفتی: هدر شد شب و روز
گفتم: آخه داغون میشم
گفتی: به من خوش میگذره
گفتم: بیا چشمام تویی
گفتی: آخر کی میخره
گفتم: منو جنس میبینی؟
گفتی: آره بی قیمتی
گفتم: یه روز کسی بودم
با من نکن بی حرمتی
گفتم: صدام میمیره باز
گفتی: با درد بسوز بساز
گفتم : حالا که پیر شدم
گفتی: که از تو سیر شدم
گفتم: تمنا میکنم
گفتی: میخوام خردت کنم
گفتم: بیا * تنو
گفتی: فراموش کن منو

_________________

ثواط ندارم امزا بنويصم

انگشت ميظنم






مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1387, 00:43 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: جمعه 6 مرداد 1385, 12:37
پست ها : 165
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
دلم برات تنگ شده
نمي‏دوني چقد دلم برات تنگ شده
با اينكه هميشه بيادتم ولي نمي‏دونم چرا بعضي وقتها
احساس دلتنگي عجيبي ميكنم
اندوه دوري از تو
گاهي،
مرا براي ادامه زندگي به شك مي‏اندازد
چگونه زيستن را
زماني از تو آموختم
و لذت عشق را
با تو تجربه كردم
اما اينك ...
نه زندگيم جاني دارد، نه عشقم رنگي
واين، ...
مرا براي ادامه زندگي به شك مي‏اندازد

_________________

ثواط ندارم امزا بنويصم

انگشت ميظنم






مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1387, 00:43 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: جمعه 6 مرداد 1385, 12:37
پست ها : 165
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...
يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

_________________

ثواط ندارم امزا بنويصم

انگشت ميظنم






مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1387, 00:44 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: جمعه 6 مرداد 1385, 12:37
پست ها : 165
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
به روی گونه تابیدی و رفتی
مرا با عشق سنجیدی و رفتی
تمام هستی ام نیلوفری بود
تو هستی مرا چیدی و رفتی
کنار انتظارت تا سحر گاه
شبی همپای پیچک ها نشستم
تو از راه آمدی با ناز و آن وقت
تمنای مرا دیدی و رفتی شبی از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم برای قصه ام سوخت
غم انگیزست توشیداییم را
به چشم خویش فهمیدی و رفتی
چه باید کرد این هم سرنوشتی ست
ولی دل رابه چشمت هدیه کردم
سر راهت که می رفتی تو آن را
به یک پروانه بخشیدی و رفتی
صدایت کردم از ژرفای یک یاس
به لحن آب نمناک باران
نمی دانم شنیدی برنگشتی
و یا این بار نشنیدی و رفتی
نسیم از جاده های دور آمد
نگاهش کردم و چیزی به من گفت
تو هم در انتظار یک بهانه
از این رفتار رنجیدی و رفتی
عجب دریای غمناکی ست این عشق
ببین با سرنوشت من چه ها کرد
تو هم این رنجش خاکستری را
میان باد پیچیدی و رفتی
تمام غصه هایم مثل باران
فضای خاطرم را شستشو داد
و تو به احترام این تلاطم
فقط یک لحظه باریدی و رفتی
دلم پرسید از پروانه یک شب
چرا عاشق شدی درد عجیبی ست
و یادم هست تو یک بار این را
ز یک دیوانه پرسیدی و رفتی
تو را به جان گل سوگند دادم
فقط یک شب نیازم را ببینی
ولی در پاسخ این خواهش من
تو مثل غنچه خندیدی و رفتی
دلم گلدان شب بو های رویا ست
پر است از اطلسی های نگاهت
تو مثل یک گل سرخ وفادار
کنار خانه روییدی و رفتی
تمام بغض هایم مثل یک رنج
شکست و قصه ام در کوچه پیچید
ولی تو از صدای این شکستن
به جای غصه ترسیدی و رفتی
غروب کوچه های بی قراری
حضور روشنی را از تو می خواست
تو یک آن آمدی این روشنی را
بروی کوچه پاشیدی و رفتی
کنار من نشستی تا سپیده
ولی چشمان تو جای دگر بود
و من می دانم آن شب تا سحرگاه
نگاران را پرستیدی و رفتی
نمی دانم چه می گویند گل ها
خدا می داند و نیلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا همیشه
تو از این شهر کوچیدی و رفتی
جنون در امتداد کوچه عشق
مرا تا آسمانها با خودش برد
و تو در آخرین بن بست این راه
مرا دیوانه نامیدی و رفتی
شبی گفتی نداری دوست من را
نمی دانی که من آن شب چه کردم
خوشا بر حال آن چشمی که آن را
به زیبایی پسندیدی و رفتی
هوای آسمان دیده ابریست
پر از تنهایی نمناک هجرت
تو تا بیراهه های بی قراری
دل من را کشانیدی و رفتی
پریشان کردی و شیدا نمودی
تمام جاده های شعر من را
رها کردی شکستی خرد گشتم
تو پایان مرا دیدی و رفتی

_________________

ثواط ندارم امزا بنويصم

انگشت ميظنم






مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1387, 00:45 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: جمعه 6 مرداد 1385, 12:37
پست ها : 165
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
به من گفتی که دل دریـا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلـم دریــا شـد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست

_________________

ثواط ندارم امزا بنويصم

انگشت ميظنم






مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست:
پستارسال شده در: جمعه 17 مرداد 1387, 00:51 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: جمعه 6 مرداد 1385, 12:37
پست ها : 165
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
به من گفتی که دل دریـا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلـم دریــا شـد و دادم بـه دستت
مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست

_________________

ثواط ندارم امزا بنويصم

انگشت ميظنم






مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست: Re: شعرهای عاشقانه
پستارسال شده در: پنج شنبه 29 اسفند 1387, 14:39 
آفلاين
تازه كاربر
تازه كاربر
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 اسفند 1387, 12:38
پست ها : 9
تشکر کرده: 4 بار
تشکر شده: 4 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
دل...

این دل امشب با هزار آه

            مانده است بی چراغ در انتخاب راه

دیگر زمانی برای فکر ندارد

            ترس خیال مرا می کشد به عمق چاه

ترسم که راهی گزینم به غیر راه

            راهی که شاید شود سبب هزار گناه

راهی که می رسد به ترکستان عشق

             راهی پر از تاریکی شب بدون ماه

راهی مثال آب بروی خاکستر سرد

             بی روح جان به رنگ های شامگاه

من منتظر صبح امیدم که شاید

             خارج کند مرا از این شب سیاه

_________________
بر شما باد کشف جهان  


مشخصات

از این پست drvega یک کاربر تشکر کرده است : Asef
  محبوبیت: 2.5%

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست: Re: شعرهای عاشقانه
پستارسال شده در: پنج شنبه 29 اسفند 1387, 23:51 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: شنبه 24 فروردین 1387, 18:59
پست ها : 351
سن: 21
تشکر کرده: 72 بار
تشکر شده: 114 بار
امتیاز: 16
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
پیمان خان تو هم عاشق بودی به ما نمی گفتی شیطون!

_________________
الهی!مرا یاد کردی و من،کس نه.و اگر من تو را یاد کنم،چون من کس نه.مرا این شادی بس نه،از من ناکس تر نه.
هر کس خدای را نپرستد به اختیار،خلقش باید پرستیدن به اضطرار.


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست: Re: شعرهای عاشقانه
پستارسال شده در: سه شنبه 6 اردیبهشت 1390, 11:13 
آفلاين
تازه كاربر
تازه كاربر
تاريخ عضويت: سه شنبه 6 اردیبهشت 1390, 07:13
پست ها : 2
تشکر کرده: 0 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
پرتو مهتاب
ديشب ازپنجره ام پرتو مهتاب نبود
برلب باغ دلم بلبل بيــتـــاب نـبـود
مي خروشيد به عطش ساحل تفتيده به آب
دگرآن قايق بشکسته لب آب نبود
شرجي چشم من و لهجه طوفاني تو
به سرم تابه سحر وسوسه خواب نبود
چه کنم با همه عشقي که برايم مانده
که دراين مرثيه هم قافيه جذاب نبود
من هنوزم نگرانم که گلي خشکيده
ماه من.پرتو فانوس. جهانتاب نبود
گرچه من مستم از اين ساغر ناکامي ها
توب دان ساقي من باده تو ناب نبود


مشخصات

از این پست afson.ma یک کاربر تشکر کرده است : mina1771 (چهارشنبه 3 خرداد 1391, 09:02)
  محبوبیت: 2.5%

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

 موضوع پست: Re: شعرهای عاشقانه
پستارسال شده در: سه شنبه 6 اردیبهشت 1390, 11:18 
آفلاين
تازه كاربر
تازه كاربر
تاريخ عضويت: سه شنبه 6 اردیبهشت 1390, 07:13
پست ها : 2
تشکر کرده: 0 بار
تشکر شده: 2 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبي و پر از مهر ، به ما مي خندد !
يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبريز شد و
نفسي از سر اميد کشيد
ودر آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد
زير پاهامان ريخت ،
تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داري و من
هر شب و روز ،
آرزويم ، همه خوشبختي توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزي، مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد
نشانم مي داد ...
او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ،
غرق شادي باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معني خوشبختي ،
بودن اندوه است ...!
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه ! ميوه يک باغند
همه را با هم و با عشق بچين ...
ولي از ياد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا
و در آن باز کسي مي خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!
دخترم :


مشخصات

از این پست afson.ma یک کاربر تشکر کرده است : Asef
  محبوبیت: 2.5%

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

+ ارسال مبحث جديد + ارسال پاسخ  صفحه 1 از 1 |  


تعداد صفحات: صفحه 1 از 1

    

تعداد پست ها:  15 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان مدير انجمن: ArmanSoftware
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  

قوانين انجمن

شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد
جستجو براي:
انتقال به:  


امروز چهارشنبه 3 خرداد 1391, 23:05

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

بر پایه phpBB فارسی | با افتخار به قدرت phpBB
Style by کیوان علوی | keyvan alavi
پشتیبانی شده توسط ایرانسرور
قالب phpBB | محافظت از سایت مقابل هکرها | Host | بکاپ | Backup
phpBB SEO
.