نام کاربري:    کلمه عبور:     
عضويت  |  پرسش و پاسخ  |  جستجو  |  ورود
دریافت آخرین نسخه phpBB فارسی (phpBB 3.0.10 فارسی)


کتاب راهنمای جامع تصویری phpBB فارسی به زبان خیلی ساده

  پرتال  \  صفحه اصلي  \  هاستينگ مقصد  \  ثبت دامنه  \  فروشگاه مقصد  \  پروژه phpbb فارسی  \  جستجو  \  پرسش و پاسخ
  مشاهده پست هاي بدون جواب  /  نمايش مبحث هاي فعال  /  مشاهده پست هاي جديد  /  نمايش پست هاي شما  /  مشاهده پست های خوانده نشده





جهت استفاده از تمامی امکانات سایت  باید وارد  و یا عضو شوید

خروج




آیا برتر از انسان هم هست؟


+ ارسال مبحث جديد + ارسال پاسخ
 صفحه 2 از 2 |      1, 2
پستارسال شده در: شنبه 24 مرداد 1388, 17:39 
آفلاين
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 16 اسفند 1385, 18:38
پست ها : 5427
محل سکونت: In Your Mind !
تشکر کرده: 1591 بار
تشکر شده: 3334 بار
امتیاز: 379
اعتبار خوشنامی: 1020
معتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضامعتمد اعضا
احاديث ذكر شده شما بزرگوار نياز به بررسي و تاييد صحت دارند.

مورد ديگر اين كه احاديث بايد در باره شان و زمان هم مورد بررسي گرفته شوند. نمي توان تكه اي از يك سخنراني يا بحث را حديث فرض كرد. مثال :

قرآن گفته به نماز نزديك نشويد (نماز نخوانيد !) وقتي كه مست هستيد


پيشنهاد مي كنم با دفتر يكي از مراجع تماس حاصل فرماييد و ما را هم از نتيجه بي بهره نگذاريد.

_________________



مشخصات YIM WWW

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: شنبه 24 مرداد 1388, 18:23 
آفلاين
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387, 10:52
پست ها : 351
سن: 23
تشکر کرده: 139 بار
تشکر شده: 229 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
سلام،

نقل قول:
اینجا را داشته باشید  تا می رسیم به سوره ص  قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ «75» خدا به شیطان می فرماید چه چیز مانع سجده کردن تو شد آیا تو از عالین بودی ؟
معلوم میشه که یک سری بودند که جزو عالین بودند و آنها به انسان سجده نکردند اون یک عده ائمه بودند که چون مقام اونها برتر از ادم بود به آدم سجده نکردند
پس ما آدم ها فضیلتمون بر بسیاری از مخلوقات برتر و از خیلی از ائمه پائین تر هستیم پس اکثر در این آیه معنی بسیاری را می ده نه معنی کل


سوره ص – آيه 75:

ترجمه تفسير الميزان جلد 17 صفحه 344
معناى جمله : استكبرت ام كنت من العالين كه استفهام توبيخى از ابليس درباره سجدهنكردنش براى آدم است
و جمله ((اءستكبرت ام كنت من العالين (( استفهامى است توبيخى ، معنايش اين است كه : آيا سجده نكردنت از اين بابت است كه عارت مى شد، و خود را از اين كار بزرگتر مى دانستى ؟ و يا اينكه به راستى شاءن تو اجل از اين عمل بود. و تو از كسانى بودى كه قدر و منزلتشان بالاتر از آن است كه ماءمور به سجده بر آدم شوند؟ و از همين جا بعضى از مفسرين استفاده كرده اند كه : معلوم مى شود خداى تعالى مخلوقاتى عالى دارد كه مقامشان اجل از آن است كه براى آدم سجده كنند، بندگانى هستند مستغرق در توجه به سوى پروردگارشان ، و هيچ چيزى را به جز او درك نمى كنند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از ((علو(( هم همان استكبار است ، همچنان كه در آيه ((و ان فرعون لعال فى الاءرض (( به همين معنا است و اگر بگويى معنا ندارد كه بگوييم آيا تو استكبار كردى و يا از مستكبرين بودى . مى گوييم : هيچ عيبى ندارد؛ چون اولى راجع به زمان سجده است ، و دومى راجع به ما قبل آن ، و معنايش اين است كه : ((آيا از اينكه امر به سجده ات كرديم دچار استكبار شدى ، و يا آنكه از قبل مستكبر بودى ؟((.
ليكن اين وجه صحيح نيست ، چون با مقتضاى مقام نمى سازد، مقتضاى مقام اين است كه ابليس را داراى استكبار معرفى كند، نه اينكه زمان استكبار او را معين كند كه قديمى است و يا تازه .
بعضى ديگر گفته اند: مراد از كلمه ((عالين (( ملائكه آسمان است ؛ چون آن ملائكه كه ماءمور به سجده براى آدم شدند، ملائكه زمين بودند. اين هم صحيح نيست ، براى اينكه آيه عموميت دارد.
-----
تفسير نمونه جلد 19 صفحه 338
سپس مى افزايد: ((آيا تكبر ورزيدى ، يا بالاتر از آن بودى كه فرمان سجود به تو داده شود؟!)) (استكبرت ام كنت من العالين ).
بدون شك احدى نمى تواند ادعا كند كه قدر و منزلتش ما فوق اين است كه براى خدا سجده كند (يا براى آدم به فرمان خدا) بنابراين تنها راهى كه باقى ميماند همان احتمال دوم يعنى تكبر است .
بعضى از مفسران ((عالين )) را در اينجا به معنى كسانى مى دانند كه هميشه در راه كبر و غرور گام بر مى دارند و بنابراين معنى جمله چنين مى شود: ((آيا تو هم اكنون تكبر كرده يا همواره چنين بوده اى !))
ولى معنى اول مناسبتر به نظر مى رسد.
-----
ذخيره شده از طريق: نرم افزار سلام    محصولى از: شركت پاك رايان نوپرداز


نقل قول:
حق با شما است اکثر همون کل نیست ، توی سوره بقره (آیه 33) وقتی که خدا به ملائکه می فرماید به آدم سجده کنند همه سجده کردند به غیر از ابلیس

به همين خاطر رانده شد. آيات ديگري هم به اين مزمون هست اما گمان نمي كنم نفي استدلالي كه آورده شد باشد.

پيشنهاد مي كنم از تفسير يك يا چند مفسر شناخته شده در بيان آيات قرآن استفاده كنيم (تفسير آيات مورد نظر را مطالعه كنيم) تا خداي ناكرده دوچار خطا نشويم.

_________________
سخن پاک و نیک آن نیست که بهره ای نرساند و آموختن دانشی که پسندیده نیست بی تردید علم و عملش هم سودمند نخواهد بود. حضرت علی (ع)


مشخصات

از این پست mohammad177 یک کاربر تشکر کرده است : Asef
  محبوبیت: 2.5%

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: شنبه 24 مرداد 1388, 20:02 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: شنبه 24 فروردین 1387, 18:59
پست ها : 351
سن: 21
تشکر کرده: 72 بار
تشکر شده: 114 بار
امتیاز: 16
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
آقایان تنها راه فرار شما اینه که اثبات کنید که اکثر به معنی کل است
چون اگر این طور نباشد با توجه به اینکه آیه به کل انسان ها اشاره دارد و اینکه معصومین و اولیا هم انسان اند،نتیجه میگیریم که اون عده برتر معصومین و اولیا نیستند و برمی گردیم سر خونه اوّل

_________________
الهی!مرا یاد کردی و من،کس نه.و اگر من تو را یاد کنم،چون من کس نه.مرا این شادی بس نه،از من ناکس تر نه.
هر کس خدای را نپرستد به اختیار،خلقش باید پرستیدن به اضطرار.


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: يکشنبه 25 مرداد 1388, 09:51 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 10 تیر 1388, 11:36
پست ها : 235
تشکر کرده: 128 بار
تشکر شده: 54 بار
امتیاز: 27
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
mohammad177 نوشته است:

معلوم مى شود خداى تعالى مخلوقاتى عالى دارد كه مقامشان اجل از آن است كه براى آدم سجده كنند، بندگانى هستند مستغرق در توجه به سوى پروردگارشان ، و هيچ چيزى را به جز او درك نمى كنند.


سوره اسراء آیه 1 سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد القصی .....
شبی که پیامبر به آسمان هفتم رجعت کردند - تا آسمان ششم جبرئیل با ایشان بودند - به آسمان هفتم که می رسند جبرئیل عرض می کند یا رسول الله (ص) از اینجا به بعد نمی توانم بیایم بالهایم می سوزد و رسول خدا تنها به آسما هفتم رفتند و تا قاب قوسین او ادنی به خدا نزدیک شدند و این نشان از مقام والای رسول خدا دارد که حتی بر ملائکه مقرب نیز برتری دارند و پیامبر خلیفه الله در زمین است ولی ملائکه این خصوصیت را در عرش ندارند
در مبحث بعدی متنی را از رسول (ص) ارسال کردم که آمده اول پسامبر و ائمه خلق شدند و بعد عالم و همینطور مسئله برتری اونها بر خلایق مطرح شده برای مطالعه بیشتر به منابع داده شده رجوع کنید

_________________
http://kosarenoor.ir/


در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط moovafeg در يکشنبه 25 مرداد 1388, 11:37 .



مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: يکشنبه 25 مرداد 1388, 11:35 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 10 تیر 1388, 11:36
پست ها : 235
تشکر کرده: 128 بار
تشکر شده: 54 بار
امتیاز: 27
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
احمد ار بگشايد آن‌ پر جليل‌ تا ابد مدهوش‌ ماند جبرئيل‌
در كتاب عيون‌اخبار‌الرضا (ع) از اباصلت هروي، از حضرت رضا(ع) و آن حضرت از پدرانش (ع) از اميرالمؤمنين‌(ع) نقل كرده‌اند كه رسول خدا(ص) فرمود:
خداوند برتر از من كسي را نيافريده، و گرامي‌تر از من نزد او كسي نيست.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: عرض كردم يا رسول‌الله، شما برتر هستيد يا جبرئيل؟
فرمود: «اي علي، خداوند تبارك و تعالي پيامبران مرسل را بر فرشتگان مقرّب خود برتري داده است و مرا بر تمام پيغمبران و رسولان برتري داده است و بعد از من فضل و برتري براي تو و امامان بعد از تو است و همانا فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند.
اي علي، فرشتگاني كه عرش باعظمت الهي را بر دوش گرفته‌اند و آنها كه اطراف عرشند به حمد و ستايش پروردگار او را تسبيح مي‌كنند و براي آنها كه ايمان به ولايت ما اهل‌بيت آورده‌اند از خدا آمرزش مي‌طلبند.
اي علي، اگر ما نبوديم خدا آدم و حوّا، بهشت و دوزخ، آسمان و زمين را نمي‌آفريد. چگونه ما برتر از فرشتگان نباشيم در حالي كه نسبت به معرفت پروردگار و تسبيح و تهليل و تقديس او از آنها پيشي گرفتيم؛ زيرا نخستين چيزي كه خداوند آفريد ارواح ما بود، ما را به توحيد و ستايش خود گويا نمود، سپس فرشتگان را آفريد، آنها وقتي ارواح ما را نور يگانه‌اي مشاهده كردند امر ما را بزرگ شمردند. ما تسبيح حق تعالي كرديم تا بدانند كه ما خلقي هستيم كه آفريده شده‌ايم و او منزّه از صفات ماست. به تسبيح ما فرشتگان تسبيح گفتند و او را از صفات ما پاك و منزّه دانستند.
و وقتي عظمت شأن ما را مشاهده كردند حق تعالي را تهليل كرديم تا فرشتگان بدانند
خدايي جز خداي بي‌همتا نيست و ما بندگان
او هستيم و خدايي نيستيم كه همراه با او
بعد از او عبادت ما واجب باشد. پس فرشتگان «لا إله إلّا الله» گفتند، و وقتي بزرگيِ محل و موقعيت ما را مشاهده كردند تكبير گفتيم تا فرشتگان بدانند خداوند بزرگ‌تر از آن است كه كسي جز به سبب او به شأن و مقام بزرگي برسد.
و وقتي عزّت و قوّت ما را مشاهده كردند گفتيم: «لا حول و لا قوّه إلّا بالله» تا اينكه فرشتگان بدانند هيچ نيرو و قدرتي جز به سبب خداوند نيست. و وقتي نعمتي را كه خدا به ما داده و وجوب اطاعت ما را مشاهده كردند، گفتيم: «الحمدلله»، تا فرشتگان بدانند حمد و ستايش به خاطر نعمت‌ها سزاوار پروردگار متعال است، آنها هم گفتند: «الحمدلله».
پس فرشتگان به سبب ما به شناخت توحيد، تسبيح، تهليل، تحميد و تمجيد خداوند هدايت شدند.
سپس خداوند تبارك و تعالي آدم را آفريد و ما را در صلب او به وديعه نهاد و آنگاه فرشتگان خود را دستور داد تا او را به خاطر تعظيم و بزرگداشت ما كه در صلب او بوديم سجده كنند. پس سجود آنها براي خداوند به خاطر عبادت و پرستش و براي آدم به خاطر اطاعت پروردگار و احترام به او بود؛ زيرا ما در صلب او بوديم، پس چگونه ما برتر از فرشتگان نباشيم درحالي كه همة آنها به آدم سجده1 كردند.


مقام رسول الله‏ صلّي الله عليه و آله و ذكر أوصيائه

منزلت پيامبر خدا محمّد(ص) و ياد اوصياي حضرتش
1
   الصدوق قال: حدّثنا الحسن بن محمّد بن سعيد الهاشمى قال: حدّثنا فرات بن إبراهيم بن فرات الكوفى قال: حدّثنا محمّد بن أحمد بن علىّ الهمدانى قال: حدّثنى أبوالفضل العبّاس بن عبدالله البخارى قال: حدّثنا محمّد بن القاسم بن إبراهيم بن محمّد بن عبدالله بن القاسم بن محمّد بن أبى بكر، قال: حدّثنا عبدالسلام بن صالح الهروى عن علىّ بن موسي الرضا عليه السلام عن أبيه موسي بن جعفر عن أبيه جعفر بن محمّد عن أبيه محمّد بن علىّ عن أبيه علىّ بن الحسين عن أبيه الحسين بن علىّ عن أبيه علىّ بن أبى طالب عليهم السلام‏ قال: قال رسول الله ‏صلّي الله عليه و آله: ما خلق الله خلقاً أفضل منّى و لاأكرم عليه منّى. قال علىّ عليه السلام: فقلت: يا رسول الله فأنت أفضل أم جبرئيل؟ فقال: يا علىّ إنّ الله تبارك و تعالي فضّل أنبيائه المرسلين علي ملائكته المقرّبين و فضّلنى علي جميع النبيّين و المرسلين. و الفضل بعدى لك يا علىّ و للأئمّة من بعدك، و إنّ الملائكة لخدّامنا و خدّام محبّينا، يا علىّ الذين يحملون العرش و من حوله يسبّحون بحمد ربّهم و يستغفرون للّذين آمنوا بولايتنا، يا علي لولا نحن ما خلق الله آدم و لاحواء و لاالجنّة و لاالنار و لاالسماء و لاالأرض، فكيف لانكون أفضل من الملائكة و قدسبقناهم إلي معرفة ربّنا و تسبيحه و تهليله و تقديسه لأنّ أوّل ما خلق الله عزّوجلّ خلق أرواحنا فأنطقنا بتوحيده و تحميده، ثمّ خلق الملائكة فلمّا شاهدوا أرواحنا نوراً واحداً استعظموا أمرنا فسبّحنا لتعلم الملائكة أنّا خلق مخلوقون و أنه منزّه عن صفاتنا فسبّحت الملائكة بتسبيحنا و نزّهته عن صفاتنا، فلمّا شاهدوا عظم شأننا، هلّلنا لتعلم الملائكة أن لاإله إلّا الله و أنّا عبيد و لسنا بآلهة يجب أن نعبد معه أو دونه، فقالوا: لا إله إلّا الله، فلمّا شاهدوا كِبَر محلّنا، كبّرنا لتعلم الملائكة أنّ الله أكبر من أن ينال عظم المحلّّ إلّا به، فلما شاهدوا ماجعله الله لنا من العزّ و القوّة، قلنا: لاحول لنا و لاقوة إلّا بالله لتعلم الملائكة أن لاحول و لاقوة إلّا بالله. فلما شاهدوا ما أنعم الله به علينا و أوجبه لنا من فرض الطاعة قلنا: الحمد للّه، لتعلم الملائكة ما يحقّ للّه تعالي ذكره علينا من الحمد علي نعمه، فقالت الملائكة: الحمد للّه فبنا اهتدوا إلي معرفة توحيد الله عزّوجلّ و تسبيحه و تهليله و تحميده و تمجيده، ثمّ إنّ الله تبارك و تعالي خلق آدم فأودعنا صلبه و أمر الملائكة بالسجود له تعظيماً لنا و إكراماً و كان سجودهم للّه عزّوجلّ عبوديّة و لآدم إكراماً و طاعة لكوننا فى صلبه فكيف لانكون أفضل من الملائكة و قد سجدوا لآدم كلّهم أجمعون؟ و إنّه لمّا عرج بى إلي السماء أذّن جبرئيل مثني مثني و أقام مثني مثني، ثمّ قال لى: تقدّم يا محمّد، فقلت له: يا جبرئيل أتقدّم عليك؟ فقال: نعم لأنّ الله تبارك و تعالي فضّل أنبياءه علي ملائكته أجمعين و فضّلك خاصّة، فتقدّمت فصلّيت بهم و لافخر، فلمّا انتهيت إلي حجب النور قال لى جبرئيل: تقدّم يا محمّد و تخلّف عنّى: فقلت: يا جبرئيل فى مثل هذا الموضع تفارقنى؟ فقال: يا محمّد إنّ انتهاء حدّى الّذى وضعنى الله عزّوجلّ فيه إلي هذا المكان، فإن تجاوزته احترقت أجنحتّى بتعدّى حدود ربّى جلّ جلاله، فزجّ بى فى النورزجّة حتّي انتهيت إلي حيث ما شاء الله من علوّ ملكه، فنوديت: يا محمّد! فقلت: لبّيك ربّى و سعديك و تباركت و تعاليت. فنوديت: يا محمّد أنت عبدى و أنا ربّك فإيّاى فاعبد و علىّ فتوكّل، فإنّك نورى فى عبادى و رسولى إلي خلقى و حجتّى علي بريّتى، لك و لمن اتبعك خلقت جنّتى و لمن خالفك خلقت نارى و لأوصيائك أوجبت كرامتى و لشيعتهم أوجبت ثوابى، فقلت: يا ربّ و من أوصيائي؟ فنوديت: يا محمّد أوصياؤك المكتوبون علي ساق عرشى فنظرت و أنا بين يدى ربّى جلّ جلاله إلي ساق العرش فرأيت اثنى عشر نوراً فى كلّ نور سطر أخضر عليه اسم وصىّ من أوصيائى أوّلهم علىّ بن أبى طالب و آخرهم مهدى اُمّتى، فقلت: يا ربّ هؤلاء أوصيائى من بعدى؟ فنوديت: يا محمّد هؤلاء أوليائى و أحبّائى و أصفيائى و حججى بعدك علي بريّتى و هم أصياؤك و خلفاؤك و خير خلقى بعدك و عزّتى و جلالى لأظهرنّ بهم دينى و لأعلينّ بهم كلمتى و لأطهرنّ الأرض بآخرهم من أعدائى و لأمكننه مشارق الأرض و مغاربها و لأسخرنّ له الرياح و لأذلّلنّ له السحاب الصعاب و لأرقينّه فى الأسباب و لأنصرنّه بجندى و لأمدّنّه بملائكتى حتّي تعلو دعوتى و يجتمع الخلق علي توحيدى، ثمّ لأديمنّ ملكه و لأداولنّ الأيّام بين أوليائى إلي يوم القيامة.
علل الشرائع 1/ 5.
   صدوق گويد: حسن بن محمد بن سعيد هاشمي ما را گفت: فرات بن ابراهيم بن فرات كوفي گفت: محمد بن احمد بن علي همداني مرا حديث كرد كه ابوالفضل عباس بن عبدالله بخاري ما را حديث كرد كه محمد بن قاسم بن ابراهيم بن محمد بن عبدالله بن قاسم بن محمد بن ابي‌بكر گفت: عبدالسلام بن صالح هروي از علي بن موسي الرضا، از پدرش موسي بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علي، از پدرش علي بن حسين، از پدرش حسين بن علي، از پدرش علي بن ابي‌طالب ما را حديث كرد كه فرمود: پيامبر(ص) فرموده است: خداوند انساني برتر از من و گرامي‌تر از من نزد خود نيافريده ‌است‌. علي(ع) گويد: به پيامبر خدا(ص) عرض كردم: اي پيامبر خدا تو برتري يا جبرئيل؟ فرمود: اي علي خداوند تبارك و تعالي پيامبران مرسل خود را بر فرشتگان مقربش فضيلت داد و مرا بر همه پيامبران و رسولان‌، و اين فضل (برتري‌) پس از من از آن توست اي علي و همچنين براي امامان پس از تو، فرشتگان خادمان ما و خادمان دوست‌داران مايند، اي علي فرشتگاني كه عرش را حمل مي‌كنند و آنهايي كه پيرامون آن به حمد و ستايش پروردگارشان مشغول‌اند، براي مؤمنان به ولايت ما طلب آمرزش مي‌كنند. اي علي اگر ما نبوديم خداوند آدم و حواء و بهشت و دوزخ و آسمان و زمين را نمي‌آفريد، چگونه برتر از فرشتگان نباشيم كه در شناخت پروردگارمان و تسبيح و تهليل و تقديس او بر آنها پيشي گرفته‌ايم زيرا نخست چيزي كه خداوند عزّوجلّ آفريد ارواح ما بود و او ما را به توحيد و ستايش خود به سخن آورد. سپس فرشتگان را آفريد و چون همه روح‌هاي ما را يك نور ديدند، ما را بزرگ شمردند و ما تسبيح گفتيم تا فرشتگان بدانند ما مخلوق [بنده‌] آفريده شده‌ايم و او پيراسته از صفات ماست و فرشتگان به تسبيح ما تسبيح گفتند، و او را از صفات ما تنزيه‌ كردند و چون بزرگي منزلت ما را ديدند لا إله إلا الله گفتيم تا فرشتگان بدانند هيچ معبودي جز او نيست و ما بندگان او هستيم، و خدا نيستيم كه همراه او پرستيده شويم و آنگاه بود كه گفتند: لا إله إلا الله و چون بزرگي جايگاهمان مشاهده كردند تكبير زديم تا فرشتگان بدانند الله برتر از آن است كه رسيدن به منزلتي رفيع جز بدو ميسور گردد، و چون آنچه از عزّت و مكنت كه براي ما نهاده بود ديدند، گفتيم: لاحول و لاقوّه إلا بالله تا فرشتگان بدانند لاحول و لاقوه إلا بالله و چون نعمت خدا بر ما را ديدند، واجب بودن اطاعت ما را مشاهده كردند، گفتيم: الحمد لله تا فرشتگان بدانند حق خداي متعال بر ما از حمد نعمت‌هايش چيست پس فرشتگان گفتند: الحمد لله، بنابر اين فرشتگان به سبب ما به شناخت توحيد خداي عزّوجلّ و تسبيح و تهليل و تحميد و تمجيد او راه يافتند، از آن پس خداوند تبارك و تعالي آدم را آفريد و ما را در صلب او قرار داد، و فرشتگان را به بزرگداشت و تكريم ما به سجده او فرمان داد در حالي كه سجده‌شان از سر بندگي براي خداي عزّوجلّ و براي آدم، بزرگداشت و اطاعت از ما كه در صلب او بوديم، واقع شد بنابر اين چگونه ما برتر از فرشتگان نباشيم كه آنها همگي در برابر آدم به سجده افتادند، از سويي چون به آسمان عروج كردم جبرئيل دو بار اذان و اقامه گفت‌، سپس به من گفت: پيش آي محمد، به او گفتم: بر تو مقدم شوم اي جبرئيل؟ و او گفت: آري كه خداوند تبارك و تعالي پيامبران خود را بر همه فرشتگان و به طور خاصّ تو را برتري داده است‌، [پس پيامبر(ص)] گفت: جلو ايستادم و برايشان نماز گزاردم و اين مايه غرورم نيست، و چون به حجاب‌هاي نور رسيدم، جبرئيل گفت: پيش آي محمد، و خود پشت سر من قرار گرفت، گفتم: در مانند چنين جايي تنهايم مي‌گذاري؟ گفت: محمد، منتهاي مرزي كه خداوند عزّوجلّ براي من قرار داده، اين جاست كه اگر از آن برتر پرم، بالهايم به سبب تعدّي به حدود پروردگارم عزّوجلّ خواهد سوخت و مرا به درون آن نور راند و تا آن جا از ملكوت والايي كه خداوند خواست پيش رفتم پس خوانده شدم: اي محمد! گفتم: لبيك ربّي و سعديك و تباركت و تعاليت‌ ( پروردگارا: دعوتت را اجابت كردم و اين منتهاي سعادت است و تو برتر و متعالي‌). آنگاه چنين خوانده شدم: اي محمد تو بنده من و من پروردگار توام، تنها مرا بپرست و تنها بر من كار سپار كه تو نور من در ميان بندگان مني و فرستاده‌ام به سوي خلقم و حجّتم بر مردم، بهشت من از آن تو و پيروان توست و دوزخم را براي آن كه مخالفت تو كند، آفريده‌ام. براي اوصياي تو كرامت خويش واجب ساخته‌ام و براي شيعيان ايشان ثوابم را، گفتم: پروردگارا ! اوصياي من كيانند؟ خطاب شدم: اي محمد اوصياي تو بر ساق عرش نوشته شده‌اند نگريستم، در حالي كه پيشاپيش پروردگارم، جلّ جلاله، به سوي ساق عرش مي‌رفتم، ديدم دوازده نور كه در هر نور سطري سبز رنگ بود، نام وصيي از اوصياي من بر آن بود كه نخستين علي بن ابي‌طالب و آخرين شان مهدي امّتم بود. گفتم: پروردگارا اينان اوصياي من پس از من هستند؟ ندا شدم: اي محمد اينان أوليا، دوستان برگزيدگان و حجّت‌هاي من پس از تو بر خلق من‌اند، آنان اوصياي تو و جانشينانت و بهترين خلق من پس از تواند، و به عزّت و جلالم سوگند كه دين خود به ايشان آشكار كنم و فرمان خود را به سبب ايشان برتري دهم‌، با آخرين ايشان زمين را از دشمنانم پاك كرده و او را بر شرق و غرب زمين قدرت دهم‌، بادها را به تسخير او در آورم و ابرهاي پربار را رام او گردانم، او را در اسباب (طبقات‌) آسمان بالا برم و با سپاه خود پيروزش كنم، و فرشتگانم را به ياري‌اش برانگيزم تا دعوت مرا آشكار كرده، مردم بر توحيد من جمع شوند، آن‌گاه سلطنت او را دوام داده، تا روز قيامت روزگار را ميان اولياي خود به گردش آورم1.



برتر از جبرئیل و میکائیل
در شبی که رسول خدا صلی الله علیه وآله از مکه به مدینه هجرت کرد و در آن شب علی علیه السلام در بستر پیامبر خوابید.

خداوند به جبرئیل و میکائیل فرمود: من میان شما دو نفر اخوّت و برادری ایجاد کردم، ولی عمر یکی از شما دو نفر را طولانی تر از دیگری قرار دادم، کدام یک از شما دو نفر ایثار می کند در حق برادرش و عمر طولانی را به او می دهد. پس از کلام خداوند هر کدام از جبرئیل و میکائیل زندگی را برگزید و عمر طولانی را برای خودش خواست.

خداوند به آن دو فرشته (جبرئیل و میکائیل) وحی فرستاد که شما چرا همانند علی بن ابی طالب نیستید؟ من میان او و محمد اُخوّت و برادری برقرار ساختم، علی در بستر پیامبر خوابید که جانش را فدای او کند و حیات را برای او خواسته است، شما بسوی او بروید و او را در برابر دشمنانش محافظت کنید.

جبرئیل و میکائیل نزد علی (علیه السلام) آمدند.
جبرئیل در بالای سر و میکائیل پایین پایش قرار گرفت.
جبرئیل می‍گفت: آفرین، آفرین بر تو ای پسر ابوطالب، کیست مانند تو که خداوند بوجود او بر ملائکه اش مباهات کرده است.
•     بحارالانوار، ج 36، ص 40، حدیث 2 ------ کشف الغمه



جاهایی که مربوط به بحث ما بود رو رنگین کمونی کردم

_________________
http://kosarenoor.ir/


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388, 20:22 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: شنبه 24 فروردین 1387, 18:59
پست ها : 351
سن: 21
تشکر کرده: 72 بار
تشکر شده: 114 بار
امتیاز: 16
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
آقایان درسته این پست نشون میده که معصومین از همه برترند اما طبق آیاتی از قرآن باز هم انسانند و اگر دقت کنید آیه ی اولین پست میگه که بنی آدم از اکثر مخلوقات برترند که این بنی آدم،همون طور که گفته شد،معصومین رو هم شامل میشه.پس برگشتیم سر خونه ی اول.
(تو رو خدا کسی نگخ «عجب آدم زبون نفهمیه» خب قبول کنید نمیشه دیگه)

_________________
الهی!مرا یاد کردی و من،کس نه.و اگر من تو را یاد کنم،چون من کس نه.مرا این شادی بس نه،از من ناکس تر نه.
هر کس خدای را نپرستد به اختیار،خلقش باید پرستیدن به اضطرار.


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1388, 13:03 
آفلاين
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
توسعه دهنده phpBB آسان نصب
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387, 10:52
پست ها : 351
سن: 23
تشکر کرده: 139 بار
تشکر شده: 229 بار
امتیاز: 0
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
من هم مقام والاي پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) را قبول دارم اما به نظرم جواب شما همان چيزي بود كه گفته شد.
يعني منظور آيه برتري نوع آدم بر تمام مخلوقات ديگر است و اين يك استعداد وجودي در هر انساني است كه اگر در راه دين قرار گيرد، مي تواند به جايگاهي كه لايق آن است (خليفة الله) برسد وگرنه همان جايي خواهد رفت كه غير از آن انتخاب كرده است.

در حديث قدسي آمده:
" اي فرزند آدم همه چيزها را براي تو آفريدم و تو را براي خودم آفريدم. "
شرح السماي حسني: 202/193/1 ، رسايل كركي: 962/3

_________________
سخن پاک و نیک آن نیست که بهره ای نرساند و آموختن دانشی که پسندیده نیست بی تردید علم و عملش هم سودمند نخواهد بود. حضرت علی (ع)


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: سه شنبه 23 آذر 1389, 16:29 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: شنبه 24 فروردین 1387, 18:59
پست ها : 351
سن: 21
تشکر کرده: 72 بار
تشکر شده: 114 بار
امتیاز: 16
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
دوستان مقصدی من بالاخره جواب سوال رو پیدا کردم(البته حدود دو سه هفته پیش بود ولی الان یادم افتاد بهتون بگم)
قضیه اینه که ما منظور رو بد فهمیدیم.اما توضیح
حتما شنیدید که بعضی جاها از امانتی حرف میزنن که خدا به انسان داده(یکی قرآن،اون یکی دیوان حافظ.بقیه رو نمیدونم)
خدا در این آیه میگه که من مخلوقات دیگری هم داشتم که میتونستم این امانت رو بهشون بدم(که انگار زیاد هم هستن) اما امانت رو به انسان دادم و او را بر اکثر مخلوقات برتری بخشیدم

_________________
الهی!مرا یاد کردی و من،کس نه.و اگر من تو را یاد کنم،چون من کس نه.مرا این شادی بس نه،از من ناکس تر نه.
هر کس خدای را نپرستد به اختیار،خلقش باید پرستیدن به اضطرار.


مشخصات

از این پست dante یک کاربر تشکر کرده است : Asef
  محبوبیت: 2.5%

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: يکشنبه 28 آذر 1389, 13:06 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: چهارشنبه 10 تیر 1388, 11:36
پست ها : 235
تشکر کرده: 128 بار
تشکر شده: 54 بار
امتیاز: 27
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
سلام خوشحالم که جوابتون رو گرفتید
ولی یک سئوال
(انی تارکم فیکم ثقلین کتاب الله و عترتی ) -----> جدیدآ کتاب حافظ جزو عترت شده ؟؟؟؟؟؟

_________________
http://kosarenoor.ir/


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

پستارسال شده در: دوشنبه 29 آذر 1389, 11:53 
آفلاين
عضو فعال
عضو فعال
نماد کاربر
تاريخ عضويت: شنبه 24 فروردین 1387, 18:59
پست ها : 351
سن: 21
تشکر کرده: 72 بار
تشکر شده: 114 بار
امتیاز: 16
اعتبار خوشنامی: 0
بی اعتبار
نخیر نگفتم جزو عترت شده.فقط گفتم حاقظ هم واسه خودش کسی بوده و بی خودی حرف نمیزده.
و فرقی هم که بین دیوان حافظ و کتب معصومین باید قایل شد اینه که در کتب معصومین نمیشه شک کرد اما در مورد دیوان حافظ میشه یه حق کوچیکی برای فکر به چیزهایی که گفته قایل شد.اما باز یادمون مباید بره که حافظ کجا ما کجا

_________________
الهی!مرا یاد کردی و من،کس نه.و اگر من تو را یاد کنم،چون من کس نه.مرا این شادی بس نه،از من ناکس تر نه.
هر کس خدای را نپرستد به اختیار،خلقش باید پرستیدن به اضطرار.


مشخصات

ربات تبليغات

وضعيت : آنلاين

محل سکونت : مقصد

علايق : تبليغات

+ ارسال مبحث جديد + ارسال پاسخ  صفحه 2 از 2 |      1, 2


تعداد صفحات: صفحه 2 از 2

    

تعداد پست ها:  25 پست


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان مدير انجمن: ArmanSoftware
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  

قوانين انجمن

شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد
جستجو براي:
انتقال به:  


امروز سه شنبه 2 خرداد 1391, 23:46

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است

News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list

بر پایه phpBB فارسی | با افتخار به قدرت phpBB
Style by کیوان علوی | keyvan alavi
پشتیبانی شده توسط ایرانسرور
قالب phpBB | محافظت از سایت مقابل هکرها | Host | بکاپ | Backup
phpBB SEO
.